تبلیغات
روستای وجنی

تصاویری از روستای وجنی و باغات آن

نویسنده : اکبر دهقان چهارشنبه 17 دی 1393 05:52 ب.ظ  •    ارسال شده در: تصاویر


























آخرین ویرایش: شنبه 2 اسفند 1393 04:08 ب.ظ

قاری داشی(سنگ قاری) -اکبر دهقانی

نویسنده : اکبر دهقان دوشنبه 29 دی 1393 10:02 ب.ظ  •    ارسال شده در: آشنایی باروستای وجنی

 

در میان کوههای پر تعداد منطقه ای در منطقه قره داغ و نزدیکی قلعه قهقهه در کنار رود قره سو روستایی سرسبز و کوچک وجود دارد که سرگذشت تلخ وشیرینی را از گذشته های دور در سینه دارد روبروی این روستا برروی تپه سنگی دیوارمانند،سنگی وجوددارد که امروزه فقط مثل یک ستون چسبیده بربالای تپه است که به آن قاری می گویند.در کنار آن سنگهای بزرگی شبیه گربه وسگ هم وجود دارد.

قاری درترکی به معنای بسیارمسن وپیراست ومعمولا درموردزنان پیر به کارمی رود.به عنوان مثال قاری ننه یعنی مادربزرگ که دراشعار استاد شهریار هم به کاررفته است وبه این دلیل بود که بچه ها علت این نامگذاری راازوالدین خود می پرسیدند وخود من بارها این سوال را از مرحوم پدرم می پرسیدم وجواب اینگونه بود که او پیرزنی ثروتمند بوده که دارای اشیاء قیمتی زیاد و حیوانات زیادی از قبیل گاو و گوسفند بوده است. سگ وگربه های بسیار بزرگی داشته که از او محافظت می کرده اند و مانع نزدیکی دشمنانش به او و ثروتش می شدند.البته این زن ظالم بوده وبا قدرتی که داشته بر رعیت ومردم عادی ظلم می کرده وبه نوکرانش دستور می داده که مال و اموال دیگران را تصاحب کرده و پیش او بیاورند.گندم مردم را از دست آنها می گرفته و بابتش چیزی به آنها نمی داده است ولذا  آنها و کودکانشان در طول زمستانهای سخت گرسنگی و عذاب می کشیدند ودائما از خدا می خواستند که او و نوکران وحیوانات درنده اش را ازبین ببرد. در خانه یا همان غار او نان وغذاهای گوناگون پخته می شد و او چیزی از این نعمت خدا به نیازمندان نمی داد. دریک روز بهاری آسمان به شدت می غرید وصدای غرش در کوهها منعکس می شد وصدای وحشتناکی به وجود می آمد.  خدمتکاران پیرزن درحال پختن نان در تنور بالای تپه سنگی بودند وسگ و گربه او در کنارش بر روی سنگی دراز کشیده بودند.بوی نان از فاصله دور بر مشام مردم گرسنه می رسید ولی بهره ای از این نعمت خدا نداشتند. مادرها وپدران در برابر التماس بچه هایشان که نان می خواستند شرمنده و خجل بودند. پیرزن که ظاهرا از دیدن این منظره لذت می برد و هیچ ترحمی بر کسی نمی کرد. تشتی را پرازنان کرده و برسرگذاشت و وبا قهقهه وخنده راهی خانه شد. گریه کودکان گرسنه صبر خداوند را لبریز کرد وخدا دستور داد که او به همراه حیوانات و خدمه اش به سنگ تبدیل شوند. ناگهان رعد وبرقی بسیار قوی ودرخشان به او و حیواناتش برخورد کرد و اورابه همراه حیواناتش تبدیل به سنگ نمود. مردم با دیدن این صحنه با شادی وصف نا پذیری به محل رفتند و شکم خود و بچه هایشان را با غذاهای موجود در آنجا سیر کردند و در اجاق انجا به خدای بزرگ سپاسگزاری کردند وقصه پیرزن بدجنس برای همیشه تمام شد. در اطراف سنگ قاری بقایای خانه های بسیار قدیمی به همراه یک قبرستان دارای چندین سنگ قبر که بر روی آنها تصاویر مختلف و نوشته هایی  وجود داشت که بعدا این اثرهای تاریخی به کلی توسط قاچاقچیان ازبین رفتند. محلی وجود دارد که اجاق داستان پیرزن است و بعدها هم مردم برای دعای طلب باران بعدها هم به آنجا می رفتند. و حکایت می شد که بعد از دعای طلب باران دربین راه باران به شدت می بارید ولی بعدها ودر عصر ما این اتفاق نمی افتاد وکهنسالان افزایش گناه را دلیل مستجاب نشدن دعای باران می دانستند. در آنجاجایی مثل یک غار ودرخت نیز بود که به آن پیر می گفتند.

سنگ قاری امروزه هیچ شباهتی به یک زن ندارداما افراد کهنسال روستا می گویند که درقدیم به شکل یک زنی تشت برسربوده که بعدا دراثراصابت رعدوبرق قسمت سر این سنگ به همراه تشت بالای سرش افتاده است. غار یا خانه پیرزن درسینه این تپه وجود دارد. افرادی به صورت مداوم این غار را می کندند وروایتهایی از پیدا شدن اشیاء قیمتی بر سر زبانها بود. درکنار محلی که به اجاق مشهور است بر روی تخته سنگی نقش ونگاری وجود داشت که متاسفانه آن هم به دلایل نامعلوم ازبین رفته است.

گذاشتن تشت وکوزه برسر ،یکی ازمهارتهای زنان روستایی قدیم بوده که این تشتها، تشت نان ویاتشت پرازلباس وظرف شسته شده دررودخانه ویاچشمه بودوکوزه هم کوزه های سفالی که مخصوص حمل آب گوارای چشمه به خانه بودکه خیلی اززنان آنرا بربالای سرگذاشته ودربعضی مواقع بدون کمک گرفتن ازدست آنراحمل می کردند.

هنوزهم وقتی چشمم به این سنگها ومکانها می افتد انگار که این سنگهای بی جان با من حرف می زنندوبه من می گویند به اطراف ما خوب نگاه کن ما هم زمانی زنده بودیم ونفس می کشیدیم. راستی وقتی بقایای زیربناهای خانه های بسیار قدیمی اطراف آنها را،که حاکی ازوجود یک روستای بزرگ درقدیم است، می بینم ونیز وقتی سنگ قبرهای ضخیم را به خاطر می آورم که تاچندسال پیش سالم بودند وناگهان مفقود شدندونیزوجود مکانهایی دراطراف آن که ازنامشان برمی آیدکه محل عبادت ودعا بوده اند فکر می کنم که درمتن این داستان کهن واقعیتهای بسیاردور نهفته است .

89/11/15

 

 

آخرین ویرایش: دوشنبه 29 دی 1393 10:07 ب.ظ

قلعه قهقهه(قاه قاه قالاسی)

نویسنده : اکبر دهقان سه شنبه 16 دی 1393 05:47 ب.ظ  •    ارسال شده در: مکانهای دیدنی


قلعه قهقهه

این قلعه درحدود100کیلومتری شهرستان اهر وحدود20کیلومتری روستای وجنی قراردارد.از دومسیر میتوان به آن محل رفت.ازطریق جاده مشکین شهر به پارس آباد وبعداز گذر از کنکرلو سه راهی  هست که سمت چپ سه راهی تابلو  قلعه قابل رویت است فاصله قلعه تا آن سه راهی حدود ۴۵کیلومتر است. ونیز ازطریق جاده اهر-ورگهان وسپس وجنی میتوان به این قلعه رفت.بهترین موقع سال برای دیدن این قلهه ایام نوروز تا نیمه اردیبهشت می باشد چرا که درزمستان صعود به آن مشکل است ودرتابستان هوای منطقه خیلی گرم وسوزان است.

موقعیت قلعه

این قلعه در تپه سنگی به ارتفاع تقریبی ۱۰۰۰ هزار متر از زمینهای اطراف قرار داشته و اطراف آن را با حصار مستحکم و غیر قابل نفوذ احداث نموده‌اند که با گذشت سالیان دراز هم اکنون نیز ورود به آن تقریباً غیر ممکن بوده و فقط در شرایط جوی مناسب امکان‌پذیر است سطح قلعه حدود ۵ هکتار (۱۰۰x۵۰۰) و اختلاف سطح در سطح فوقانی قلعه کمتر از ۳۰ متر است.

تنها راه استحصال آب در این قلعه جمع آبهای سطحی حاصل از آب باران و بارش برف است که قلعه بانان و یا ساکنین جهت ذخیره سازی آب حفره‌هائی در دل سنگ کنده‌اند که از آن جمله تعداد چهار مخزن به قطر ۵ متر و به عمق متر در قسمت شمال شرقی و تعداد ۱۱ آب انبار به ابعاد ۵۰x۱۰x۲/۵در قسمت غربی قلعه از آنجمله‌اند.

مرتفع‌ترین قسمت قلعه قسمت جنوبی آن است آثاری در این قسمت دیده می‌شود که حکایت از وجود یک ساختمان ۲۲x۲۴ متر که هم اکنون با خاک یکسان شده‌است و به احتمال قوی محل نگهبانان بوده چرا که از این قسمت اشراف کامل به قلعه و دره‌های همجوار را داراست که با ملات گچ آهگ و آجر ساخته شده بوده‌است.

این قلعه شامل سه دیوار یا سه حصار متداخل است و حصار چهارم بعنوان زندان از آن استفاده می‌شده تنها مسیر صعود به قلعه از مسیر شمال شرقی است که پس از حدود یک ساعت پیمایش به ورودی قلعه که راهروی است ساخته شده از سنگ و آجر با طاق جناقی و از آن به محوطه قلعه راه است که می‌شود به قله دسترسی پیدا کرد زندان قلعه در منتها الیه قسمت شرقی قلعه واقع شده و راه ورودی آن حفره‌ای است طبیعی که در دل تخته سنگ عظیم و قطور که با قراردادن سنگی دیگر در مقابل آن همچون در زندانرا محصور می‌کرد.

قلعه قهقهه در زمان صفویان

قلعه قهقهه با وجود امکانات طبیعی و اندکی تغییر بدست بشری دژی مستحکم و دست نیافتنی و محلی امن جهت نگهداری خزائن و جواهرات سلطنتی و شورشیبان خطرناک و زندانیان سیاسی گشت. اسکندربیک مولف کتاب عالم آرای عباسیمی‌نویسد: «قهقهه قلعه‌ای عالی اساس واقع در قراجه داغ بر فراز قله کوه سنگی است که ساکنین آن باقلعه فلک الافلاک و نگهبانان آن با شب زنده داران فلک الافلاک همرازند».

همچنین محمد یوسف واله اصفهانی مولف کتاب خلدبرینچنین می‌نویسد: «نسیم سبک خیز را مجال عبور از حوالی قلعه قهقهه نیست».

زندانیان قلعه قهقهه

مهمترین زندانی قلعه فوق اسماعیل میرزافرزند شاه طهماسب اولاست یا به‌عبارت دیگر   شاه اسماعیل دومدومین پسر ارشد شاه طهماسب اولسلطان قزلباش‌ها است. وی مردی شجاع جنگجو و تیغ زن بی دریغ بود و بعلت زیاده روی در امورات پدری و گردن ندادن به فرامین پدر دستگیر و در قلعه قهقهه بمدت ۱۹ سال و ۶ ماه و ۲۱ روز و تا مرگ پدر در زندان مخوف دوام آورد و سرآنجام با گردش دوران پا به قدرت نهاد و بسیاری از کسان و خویشان را که در این مدت پا درمیانی نکرده بودنداز دم تیغ گذراند.

از دیگر زندانیان قلعه مشهورترین آنها خان احمد گیلانیوالی گیلان که در سال ۹۷۵ ق. بر اثر شورش دستگیر و در زندان قهقهه زندانی شد ولی چون والی گیلان بود شعر سروده و تسلیم شاه تهماسب کرد.

از گردش چرخ واژگون می‌گریم


و از جور زمانه بین که چون می‌گریم

با قد خمیده چون صراحی شب و روز


در قهقهه‌ام و لیک خون می‌گریم


و در جواب یکی از ادبای دربار می‌نویسد:

آن روز که کارت همگی قهقهه بود


با رای تو رای سلطنت صد مهه بود

امروز در این قهقهه با گریه بساز


کان قهقهه را نتیجه این قهقهه بود


در سال ۹۲۲ هجری قمری امیرخان ترکمانحاکم تبریز که به سلطان محمدصفویشوریده بود دستگیر و در زندان قهقهه زندانی شد و پادشاه صفوی آخرین خواسته او را اجابت کرده و معشوقه اش بی نظیر را همراه وی روانه زندان کرد و تا وا پسین لحظات عمر خود را در آن زندان سپری کرد.- مراد پاشای رومی و احمدپاشادو تن از سرداران نظامی عثمانی ازدیگر زندانی قلعه قهقهه می‌باشند.

همچنین در سال ۹۴۰خ. (۹۶۹ ق.) سام میرزااز شاه طهماسب اول خواست که او را به خراسانبفرستد؛ شاه نیز موافقت کرد، اما بعد به تحریک مغرضان پشیمان شد و سام میرزا را با دو پسر خردسالش به دژ قهقهه فرستاد. سرانجام در سال  ۹۴۵(۹۷۴ ق.) به دستور شاه تهماسب، سام میرزا و پسرانش را به همراه پسران القاس میرزاکه در آن دژ بودند، به قتل رساندند.

در سال ۱۰۱۸ هجری قمری در ۲۴ سال سلطنت شاه عباس زندانیان زندان با استفاده از فرصت نگهبان را گشته و زندان را به تصرف خود در آورده و این زندانیان که بیشتر از کردها و عثمانیها بودند و بزرگ آنها مصطفی پاشا و احمد پاشا و کور حسنبودند بمدت دو ماه زندان را در تصرف خود داشتند تا با میانجیگری خواجه مقصود علیبا اعلام عفو و وعده شورش را خوابانید و قلعه را به تصرف خود درآورد.

منابع

1.     تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه (ص ۴-۱۳۲)

۲.ویکی پدیا(۲۰۰۹ )


تصاویری از قلعه:

حوضچه هایی که برای ذخیره آب استفاده می شده











محل باز سازی شده قلعه که ناتمام رها شده

آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 دی 1393 04:35 ب.ظ

ایل بایرامی یا عید نوروز در وجنی

نویسنده : اکبر دهقان دوشنبه 15 دی 1393 08:37 ق.ظ  •    ارسال شده در: آشنایی باروستای وجنی

هنوز هم رسمهایی برجای مانده که درایام منتهی به عید نوروز(نوروزبایرامی)،لحظه تحویل سال ویاروزعید دربسیاری  از روستاها وشهرها ی ایران وبعضی از کشورهامردم آنها رااجرا می کنندوازجمله این رسمها آتش افروختن درشب چهارشنبه سوری وپریدن از روی آن وگفتن جملاتی نظیر(آغیرلیغیم بغیرلیغیم بوردا قالسین-باش آغریم دیش آغریم بوردا قالسین)یعنی اینکه تمام دردهاوغم وغصه هایم همینجا بماند.اعتقادبراین بودکه به هنگام تحویل سال هرآرزویی بکنی،برآورده می شودونیز می گفتند که ماهیها هم به هنگام تحویل سال به بیرون ازآب شیرجه می زنندواین روایتهاماکودکان رابرآن می داشت که بهترین آرزوی خودراازمیان آرزوهای متعددکودکانه خودبرگزینیم تا در لحظه تحویل سال برزبان آوریم وبرآورده شدن انراازخداوند طلب کنیم.  درصبح روزاول فروردین همه خانواده ها به سرچشمه ویارودخانه می رفتند ووضمن پریدن ازروی آب همان جمله های ذکر شده را می گفتند ودرنهایت بعد ازشستن دست وصورت به خانه برمی گشتند ووهمه اینها با اعتقادقلبی انجام می شد وتنها برای تفریح وسرگرمی نبودودرجوامع کوچک نظیر روستای ما صبح روزعید مردم لباسهای تمیزونوی خودرا پوشیده ودرمحل مخصوصی از روستا جمع می شدندوهمه، نوروز را به همدیگر تبریک می گفتندورسم براین بود که همه دراین روز باهمدیگر دست می دادند وتبریک می گفتندوحتی افرادی که با همدیگرقهر بودند دراین روزباید آشتی می کردند واگر چنین نمی کردند،مردم آنهارا مجبور می کردند که آشتی کنندوبعد به صورت دسته جمعی به قبرستان می رفتند وفاتحه ای برای همه درگذشتگان می خواندندو بعد هرکس سرمزار درگذشتگان خود می رفت وفاتحه می خواندودراین میان  مزار افرادغریب ویا بی وارث ازیاد نمی رفتند.

وبعدازتمام این مراسم دریک جا جمع می شدند وهمه افراد به خانه کسانی می رفتندکه درطول سال گذشته یکی از عزیزان خودرا ازدست داده بودندوعزاداربودندوبعد ازآن به سراغ کسانی می رفتندکه پیروخانه نشین بودند واز آنها دلجویی می کردند وعیدانه ای هم به آنها می دادندوچقدر این پیرمردها یا پیرزنان از این کارمردم خوشحال می شدند.  

بعدازآن مردم به گروههای کوچکتر تقسیم شده وبه دیدوبازدید ازاقوام وخویشاوندان خود می پرداختندوضمن احوالپرسی بادادن عیدانه(بایرام لیق) همدیگرراخوشحال می کردندودراین میان بچه ها نیز همگام با بزرگسالان گروههای خودرا تشکیل داده ومراسم دیدوبازدید کودکانه خودرابا علاقه تمام انجام می دادندوعیدی های خودرامی گرفتند .

البته هنوزهم این مراسم زیبا درروستای ما همگام با دیگرروستاها وشهرها پابرجا هستند ومردم سعی دارند آنها رازنده نگه دارند.



آخرین ویرایش: سه شنبه 23 دی 1393 08:39 ق.ظ

پل چوبی روستای وجنی

نویسنده : اکبر دهقان یکشنبه 14 دی 1393 05:44 ب.ظ  •    ارسال شده در: آشنایی باروستای وجنی

از مقابل روستای وجنی رودی می گذرد که در زمانهایی از سال خیلی پر آب است و امکان عبور و مرور کشاورزان و وسایل نقلیه را سخت و یا غیر ممکن می کند. در سالهای قبل بودجه ای برای ساخت پل بر روی رودخانه اختصاص یافت اما این پول صرف انحراف راه و ساختن مسیرهای منتهی به رودخانه و ساخت سیل بند شد و دیگر برای ساختن پول بودجه ای نماند و طرح به صورت ناتمام  رها شد و لذا اهالی زحمتکش برای حل مشکل خود اقدام به ساخت پل چوبی نموده اند که وسایل نقلیه هم از روی آن می گذرند. این اتفاق شدت وابستگی اهالی به وجود یک پل ایمن و دایمی بر روی این رودخانه را نشان می دهد. این پل به هیچ وجه برای عبور وسایل نقلیه ایمن نیست و لذا اهالی روستا تقاضا دارند دولت و مجلس محترم قبل از وقوع یک حادثه بودجه لازم جهت احداث پل مذکور را اختصاص دهد.

تصویر پل




آخرین ویرایش: دوشنبه 22 دی 1393 06:46 ب.ظ

طبیعت روستای وجنی

نویسنده : اکبر دهقان یکشنبه 14 دی 1393 05:40 ب.ظ  •    ارسال شده در: آشنایی باروستای وجنی

مثل خیلی از روستاهای دیگر بهترین زمان برای لذت بردن از طبیعت زیبای این روستا از نیمه دوم فروردین است که البته تابستان روستا خیلی زیبا و پربار است اما هوای سوزان را هم باید تحمل کرد. آب رودخانه در سالهای قبل به صورت دایمی جریان داشت و انواع موجودات آبزی در آن زندگی می کردند اما ساخت سدها و استفاده زیاد آب باعث خشکی کلی رودخانه در مقاطعی از فصول گردید و این امر موجب خسارت جبران ناپذیر شد و دیگر از آن موجودات رنگارنگ از قبیل انواع ماهیها ،قورباغه ها،مارها ، لاک پشتها و خرچنگها اثری نیست. ماهیگیری از رودخانه بوسیله قلاب،تور ویا با استفاده از مهارتها خاص افراد سرگرمی روزانه بچه ها و جوانان بود و هنوز هم مزه ماهی های تنوری را در دهانم حس می کنم که لابلای گیاه شیرین بیان می گذاشتیم و بعد از مدتی می خوردیم. قبلا در مکانهای از این رودخانه برکه ها و حوضچه های طبیعی وجود داشت که محل تفریح و شنای بچه و جوانان  روستا و میهمانان بود ولذا اکثر اهالی این روستا شناگرهای ماهری می شدند اما در حال حاضر این حوضچه ها هم کم شده اند و عمق مناسبی برای شنا کردن ندارند.

آخرین ویرایش: دوشنبه 22 دی 1393 06:47 ب.ظ

روستای وجنی

نویسنده : اکبر دهقان دوشنبه 1 دی 1393 05:25 ب.ظ  •    ارسال شده در: آشنایی باروستای وجنی

روستایی کوچک و البته باقی مانده شهری بسیار کهن است که شواهد نشان می دهد که در نتیجه یک جنگ ویران شده و اهالی باقی مانده هم مجبور به اقامت در محل فعلی که در طرف دیگر رودخانه است، شده اند. این روستا  اتفاقات تلخ و شیرین گذشته را تجربه کرده و تاریخی شنیدنی هنوز هم در سینه پیران و سالخوردگانش دارد. این روستای کوچک ولی سرسبز و پر از باغ میوه های وسیع و رنگارنگ از توابع شهرستان اهر در بین کوههای بلند قره داغ  خاطراتی تلخ و شیرین از زمانهای دور به چشم دیده است. به جرات می توانم بگویم که اطراف این روستا گنجینه ای از میراث گذشتگان است و  بخشی از تاریخ پرافتخار این سرزمین است ولی عدم توجه مسئولین به اهمیت این مسئله باعث شده که سود جویان و قاچاقچیان هرچه را که می توانستند به تاراج ببرند. انواع کتیبه ها،سنگ قبرهای مربوط به دوران قبل از اسلام،مکانهای عبادت،نقش و نگارهای روی سنگهاو.... همه قربانی طمع عده ای برای یافتن گنج و اشیاء قدیمی گردید. کانال آبی که از ساروج و آهک که برای انتقال آب به محل باستانی روستا ساخته شده بوده وهنوز هم آب در داخل آن جاری است، برای مدتی درکف دره جلوی روستا نمایان شد که شاید قدمت روستا را می توان از روی آن حدس زد،اما مورد توجه کسی قرار نمی گیرد.بعید است برای یک روستای کوچک چنین کانال آبرسانی ساخته شود و خرابه های باقی مانده در محل قدیمی هم بزرگی و پر اهمیت بودن شهر یا روستا را اثبات می کند. غاری بزرگ در دامنه تپه مقابل روستای فعلی وجود دارد که بنا به گفته اهالی از آنجا تا انتهای  آبراه راهرویی ایمن وجود داشته که قسمتی از آن هنوز هم هست و این نشان می دهد که غار پناهگاه اهالی در مواقع خطر بوده و شاید هم مقر فرماندهی بوده است.دیگر مساله قابل ذکر اینست که بقایای خانه های روستا نشان می داد که خانه ها به همدیگر راه ورود و یا در داشته اند. سنگهایی بزرگ که شکل حیوانات  را دارد وسنگی که به شکل زنی تشت برسر که به سنگ قاری مشهور است.محلی که بنا به گفته متخصصان کارگاه سنگ تراشی بوده و حکایت از صنعت سنگ تراشی پیشرفته در چندهزار سال پیش دراین منطقه دارد البته افراد سودجو   بسیاری از این اشیا را نابود کرده اند. مکانها و غارهای دیدنی که هر کدام حکایتهای خاص خود را دارند.مکانی که "پیر"و دیگری "اجاق" نام دارند و به نظر می رسد مکانهای مذهبی بوده اند. قبرستانی بود که بر روی سنگهایش تصاویر شمشیر وجنگ بود و بعضی نوشته ها هم داشت اما متاسفانه سنگها مفقود شدند و قبرستان به کلی نابود شد.

بگذریم

شغل اصلی مردم وجنی کشاورزی ودامداری است که به دلیل قرار گرفتن درکناررودخانه قره سوروستایی پرآب محسوب می شودکه تاحدودسی سال پیش عمده محصول این روستابرنج بودکه محصولی است که ازمدت کاشت تانزدیک به زمان برداشت به آب نیازدارد.

علاوه بربرنج محصولاتی نظیرانواع لوبیا،گندم،صیفی جات،سبزیجات وانواع میوه هانظیرچندین نوع سیب ،انگور،آلو،آلوچه،توت وانواع شلیل وهلودراین روستا پرورش داده می شدکه درحال حاضربدلیل کم آبی وتبدیل زمینها به باغات، کاشت برنج ازبین رفته است.

میوه های این روستا کم نظیرهستندودربعضی موارد بی نظیرهستندوازنظر طعم ورنگ وزیبایی کیفیت بسیاربالایی دارند.

مردم این روستابسیارفعال وپرکارهستندوهیچ نقطه ای دراین روستا بدون استفاده باقی نمانده است وبسیاری ازکشاورزان این روستادرمناطق وشهرهای دیگر ازجمله اهرومشکین شهرزمینهای زراعی خریده وتبدیل به باغهای بسیارزیبا نموده اند.به تازگی بعضی ازجوانان روستا درکنار باغهای خود پرورش انواع ماهیها راهم شروع کرده اند.

اخیرادرختان گونه های بسیارزیبای شلیل وهلوی این روستادراثرآفات نامعلوم ازبین رفتندکه این امرخسارت بسیار زیادی به کشاورزان زدواززیبای خاص باغات این روستا کاست چرا که درخت هلو بسیارزیباست وبه باغ زیبایی خاصی میدهد.

در۲۰کیلومتری روستا قلعه قهقهه واقع شده است که قلعه ای بسیارباشکوه ودیدنی است وبه استناد منابع تاریخی درعصر صفوی به عنوان زندان ازاین قلعه استفاده می شده است.



آخرین ویرایش: دوشنبه 22 دی 1393 06:48 ب.ظ